سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

623

تاريخ ايران ( فارسى )

آلمان دين اسلام را قبول كرده و حتى قيصر امپراطور آلمان داخل در دين اسلام شده تا اين حد كه اسم او را حاجى ويلهلم گذارده بودند . در صورتى كه همين قيصر بود كه در آخر ژوئيه 1914 با خط خودش نوشت كه اگر بريتانيا از جنگ اطريش و صربستان چشم‌پوشى كند و از دخول در آن خوددارى نمايد ممكن است ايران را آنها در عوض داشته باشند . برگشت سفراى آلمان و اطريش با عدهء قابل ملاحظه‌اى از افسران در ماه مه همان سال به تهران وضعيت را خيلى سخت نمود . آنها براى اسراى بيشمار آلمانى و اطريشى كه از حبس روس فرار كرده بودند مخصوصا قرار دادند كه در پايتخت جمع شوند . رويهمرفته سفارتخانه‌هاى آنها در تهران شبيه به يك اردوگاه نظامى بود كه مردان جنگى اروپا و ايرانى در آنجا به كثرت جمع بودند . طهران يك مخزنى شده بود از باروت و اين جاى تعجبى نيست كه ايرانيان در مقابل چنين پيش‌آمدهائى كه از عهده علاج آن برنميآمدند واقعا مات و مبهوت بودند . فعاليت‌هاى واسموس در ميان وكلا و مأمورين آلمان در ايران واسموس فوق العاده زبردست بود و بيش از همه توانست در كار خود موفقيت حاصل نمايد . در چند سال قبل از جنگ او در بوشهر قنسول بود . نامبرده بواسطهء پذيرائىهاى زياده از حد و دادن هدايا و تحف زياد به تنگستانىها و قبائل مجاور توانست مردم آن حدود را به طرف آلمانها جلب كرده و يك پارتىهاى خيلى قوى تشكيل دهد . وقتىكه جنگ بزرگ شروع شد واسموس به مرخصى رفته بود ولى او در ژانويه 1915 با يك دستهء كوچك آلمانى و هنديهاى شورش طلب در شوشتر دوباره ظاهر شد . واسموس براى تبليغات ضد انگليسى مثل ريك پول خرج ميكرد . بعد رو بمشرق به سمت نواحى پشت سر بوشهر حركت كرد . يكى از خان‌هاى دوست انگليس او را دستگير كرد ولى واسموس فرار كرد . در همين اوان قونسول آلمانى در بوشهر توقيف شده و به هندوستان تبعيد شد . واسموس با موفقيت قابل ملاحظه‌اى يك اتحاديهء ضد انگليسى ترتيب داد ، هرچند كه در آن ناحيه دستهء موافق انگليس هم وجود داشت . از سپاهيان هندى دستهء مختصرى در آن ناحيه اقامت داشتند كه مأمور مراقبت و حفاظت جان